السيد مرتضى العسكري

542

عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )

الف - مكتب نقلى محض « احمد بن حنبل » امام مذهب حنبلىها [ متوفاى : 241 ه ] در عصر خود پيشوا و پيشروترين شخصيت اين مكتب به شمار آمده است . اين مكتب همانند مكتب اهل حديث [ اخباريان عامه ] است : آنان كه كارى جز پاسدارى از روايات و نقل آن نداشته و با تدبّر و انديشه در عمق و محتوا ، و جداسازى سره از ناسره بيگانه‌اند . اين گونه جهت‌گيرى را در دوره‌هاى اخير « سلفيه » نامند و حنبلى مذهبان اهل سنّت در فقه ، از اين روش پيروى مىكنند . آنان رأى و نظر در مسائل دينى را حرام ، پرسش [ از سبب و علت ] را بدعت و كندوكاو و استدلال را بدعت‌گرائى و عقب‌نشينى در برابر هواپرستان مىدانند . اين گروه همه توان خويش را وقف درس و بحث بىانديشه سنت كرده و آن را « پيروى كردن » و غير آن را « بدعت‌گرائى » مىنامند . بالاترين و برترين تلاش آنان اين است كه احاديث وارد در مسائل اعتقادى را تدوين و دسته‌بندى نموده و به شرح الفاظ و واژه‌ها و اسناد آن بپردازند ؛ چنان كه امام بخارى و احمد بن حنبل و ابن خزيمه و بيهقى و ابن بطّه كرده‌اند . اينها كارشان بدانجا رسيده كه علم كلام و ديدگاه عقلى در مسائل عقيدتى را حرام شمرده‌اند . برخى از آنان در اين باره رسالهء ويژه‌اى نيز ، تدوين كرده‌اند ، مانند ابن قدامه در نوشته‌اى به نام : « رسالة تحريم النظر فى علم الكلام » . احمد بن حنبل گفته است : « اهل كلام هرگز رستگار نمىشوند . ممكن نيست كسى را در پى كلام و ديدگاه كلامى ببينى مگر آن كه در دل او مكر و حيلت باشد . » او بدگوئى از متكلمان را بدانجا رسانيد كه از حارث محاسبى « زاهد و با ورع » نيز ، دورى گزيد ، چرا كه او كتابى در ردّ بدعت‌گرايان تصنيف كرده بود . احمد به او گفت : « واى بر تو ! آيا تو نخست بدعتهاى آنان را بازگو نمىكنى تا پس از آن به ردّ آنها بپردازى ؟ آيا با اين نوشته‌ات مردم را به مطالعه بدعتها و انديشه در شبهات وادار نمىكنى ؟ اين خود ، آنان را به رأى و نظر و كندوكاو فرا مىخواند . » احمد همچنين گفته است : « علماى كلام زنديق و خرا بكارند . » زعفرانى گويد : شافعى گفته است : « حكم من درباره اهل كلام اين است كه بايد آنان را با